DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">

دوستان گلم خوش آمدید. هدف من از گردآوری مطالب این وبلاگ توهین به هیچ دین یا عقیده ای نیست. عقیده شخصی هرفرد برای خودش محترم است Ùˆ خواهش میکنم نظرتان را با رعایت احترام به عقاید دیگران در بخش نظرات اعلام فرمایید این وبلاگ تغییر آدرس داده است

این وبلاگ تغییر آدرس داده است

Saturday, September 16, 2006



دوستان گلم

چون این وبلاگ در ایران فیلتر شده است
وبلاگ دیگری را کاملا شبیه همین وبلاگ برای عزیزان در ایران آماده کرده ام و همگی شما دوستان نیز از این به بعد تااطلاع ثانوی مطالب را از وبلاگ جدیدم دنبال کنید

آدرس وبلاگ جدید و فیلتر نشده من

Sunday, August 06, 2006

آخرین مطالب در ارتباط با قتل اکبر محمدی

جدیدترین فایلهای صوتی و تصویری در ارتباط با اکبر محمدی

توجه: میدانم شنیدن این فایل بسیار بسیار ناراحت کننده است اما من آنرا در اینجاآوردم تا افرادی که دم از مسلمانی و الله قاسم الجبارین میزنند با شنیدن صدای این مادر دردمند کمی بخودشان بیایند...
پ.ن : گر مسلمانی از این است که حافظ دارد / وای اگر از پس امروز بود فردایی !!!

Saturday, August 05, 2006

صدمین سالگرد مشروطیت

ماه پر ماجرایی است. صدمین سالگرد مشروطیت نیز فرا رسید.
رضا فاضلی هنرمند و مبارز سیاسی مقیم امریکا سرانجام این مجوز را به من دادند که برای اولین بار منتخبی از برنامه های ایشان را در وبلاگم قرار دهم. برنامه های ایشان بطور زنده از کانال پارس از ساعت 6:30 بعداز ظهر هرروز ( بجز شنبه و یکشنبه ) پخش میشود که برای دیدن آن از طریق اینترنت میتوانید در همان ساعت روی لینک پخش زنده PARS TV در قسمت پیوندهای وبلاگم کلیک کنید.


پ.ن : امروز یک سایت و دو وبلاگ خوب را معرفی میکنم:

سایت بینهایت آموزنده کاوه آهنگر
وبلاگ خبری امیرحسین
وبلاگ خبری شیوا ( بهمراه چاشنی طنز )

Thursday, August 03, 2006

کشتار 67 - آخرین جنایت امام



سالگرد آخرین کشتار بدستورامام خمینی – دامت افتضاحته- یعنی کشتار 67 هم فرارسید. اما قتل اکبر محمدی همه چیز را تحت الشعاع قرار داد. هنوز مدت زیادی از سالگرد اولین کشتار بدستورامام خمینی (قدس سره ) نگذشته است که در آن مورد قبلا نوشته ام. جنایات حکومت اسلامی بخصوص در مردادماه آنقدر زیاد شده که انسان نمیداند درمورد کدامیک صحبت کند. چند روز دیگر هم سالگرد قتل دکتر بختیار است که او هم سرنوشت فرخزاد را پیداکرد و در فرانسه توسط عوامل دولت اسلامی قطعه قطعه شد.


ترجیح میدهم بجای هر صحبتی درمورد کشتار 67 فایلهای صوتی مربوط به آن را قرار دهم.
اما علاوه برآن بسیاری از دوستان عزیزم درخواست داشتند که اولین نوشته خودم درارتباط با امام نحس سیزدهم (روح الله الموسوی الخمینی رحمت الله علیه) را هم در اینجا بیاورم. این نوشته البته قدیمی است و مربوط به نوشته هایم در وبلاگ سابقم ام در بلاگفا بود که به لطف مسئولین بلاگفا ریق رحمت را سرکشید و به ابدیت پیوست! اما بدلیل درخواست بچه ها آنرا بصورت فایل در اینجا قرار خواهم داد.

سخنان دکتر مسعود انصاری نویسنده بزرگ معاصر درارتباط با کشتار 67 بدستورامام خمینی(ره) ( 7 مگا بایت )

پ.ن: چند روز پیش حضرت امام خمینی (ره) از جهنم به من تلفن زدند و فرمودند : " به امت من بگو آخه ای عوام کالانعام ! چرا هرچی میشه لعنتشو به من میفرستین؟ بابا فکر من رو هم بکنید! خدای تبارک و تعالی سر جریان آن محمدی ملعون سهمیه سرب داغ روزانه ام را زیاد کرده! میگه تو باعث و بانی اش بوده ای! بابا یکی بیاد این جمهوری منحوس اسلامیو ور بندازه که انقدر هرروز لعنت نثار من نشه از اونجا! میدونید هر لعنت یعنی چی؟ یعنی یه نیمسوز اضافی برای من بدبخت! بابا رحم کنید اینجا تابستونه! حالا باز زمستون اگه بود خوب بود. ازبالا هوای سرد داشتیم و از پایین آتیش و یه جورایی ملس میشد و حال میکردیم. ولی تابستونا خیلی ناجوره هم از بالا میسوزیم هم از پایین! لکن... "
در اینجا ارتباط امام قطع شد! خطهای راه دور جهنم خیلی نویز داره و زود قطع میشه...

Tuesday, August 01, 2006

سخنان رضا فاضلی هنرمند و مبارز سیاسی در ارتباط با اکبر محمدی

باید با Real Player گوش کنید
حتما بشنوید
و سرانجام این اسلامیون جنایتکار و این جانشینان برحق خمینی که میدانستند مردم زیادی در فراخوان رسانه های فارسی زبان برای همدردی با والدین داغدیده اکبر محمدی که درزمان این فاجعه درترکیه بودند و بخاطر این مسئله به ایران بازگشته بودند در فرودگاه جمع خواهند شد از جلوی پلکان هواپیما آنها را سوارکردند و به آمل بردند. به این ترتیب هیچکس حتی منوچهر برادر اکبر محمدی نتوانست جنازه برادر را ببیند . جنایتکاران اسلامی ومجریان اسلام ناب محمدی بگفته نسرین خواهرمقتول از قبل قبرراآماده کرده بودند و برای آنکه مردم نتوانند در مراسم دفن حضوریابند مکانهای مختلفی را برای دفن اکبرمحمدی بین مردم شایع کردند و هرگروهی از مردم را بجایی فرستادند که اینهم از صفات بارزی است که از الله ماکرالمکارین به نمایندگانش درروی زمین به ارث رسیده است. در خود محل دفن هم آنچنان نیروهای نظامی را حتی درروستاهای اطراف گماشته بودند که امکان حضور مردم وجودنداشت. بدین ترتیب بدون کالبد شکافی او را بخاک سپردند درست مثل زهراکاظمی... چون نمیخواستند پزشک قانونی گزارش کالبد شکافی را بدهد و دست آنان رو شود که چگونه او را کشته اند...
نماز و روزه هایتان قبول اسلامیون عزیز حکومتی...اینهم شعری است که برای شما چندسال پیش سروده شده ولی هرروز بیش از پیش مصداق میابد...
ازبس ستاره کشتید،روی زمان سیاه است / هم این زمین سیاه است ، هم آسمان سیاه است
هرخطبه ای که خواندید هرجمعه بر سرکوی / خلقی گریست زیرا گفتارتان سیاه است
روبسته زان نشستید ، در پیش گاه تاریخ / کز این همه جنایت ، رخسارتان سیاه است
دست قلم شکستید ، پای سخن ببستید /ای روشنی ستیزان افکارتان سیاه است
هر حيله اي كه دارید در آستین تزویر/ هر جادویی که بستید در کارتان سیاه است
میخانه ها ببستید ، بتخانه ها گشودید / با خون وضو نمودید،کردارتان سیاه است
شد پرده ی سیاهی ، معیار پاکی زن / ای صبحدم گریزان ، معیارتان سیاه است
زین شرم روی ما نیز در هر مکان سیاه است /از بس ستاره کشتید ، روی زمان سیاه است

Monday, July 31, 2006

یک قربانی دیگر ... اکبر محمدی

اکبر محمدی در زندان حکومت اسلامی در گذشت....
دیروز همزمان با بازدید هیئتی ازمجلس از زندان اوین، اکبر محمدی را در اتاقش با غل و زنجیر به تخت بسته و دهان وی را نیز بستند و در حالی که او را کتک زده بوده به بند 350 بازگرداندند . به گفته ی زندانیان آثار ضرب و شتم بر بدن وی کاملا مشهود بود.

حتما جمهوری کثیف اسلامی اعلام خواهد کرد او در اثراعتصاب غذا مرده است. آیا فکر نمیکنید در جاییکه اکبر گنجی 70 روز بااعتصاب غذا زنده میماند اکبرمحمدی هم میتوانست در این 9 روز زنده بماند؟ فکرنمیکنید اکبر محمدی بدلیل کوتاه نیامدنهایش با حکومت اسلامی لازم بود که بمیرد؟!


ای اسلامیون! اگر اسلام شما اینست که جوانان ما بخاطر آزادگیشان باید بدست شما بمیرند این اسلام ارزانی خودتان...
اکبر محمدی مظلومتر مرد یا امام حسین؟

گزارش مرگ وی رااززبان کیانوش سنجری بخوانید:

اکبر محمدی شامگاه یکشنبه 8 مرداد ماه در دهمین روز اعتصاب غذای خود که مصادف بود با سومین روز اعتصاب غذای خشک اش جان باخت. پیش از مرگ، او که به دلیل وضعیت وخیم جسمانی اش و اعتصاب غذای خشک اش به بهداری اوین منتقل شده بود، در بازگشت از بهداری به دوستانش میگوید، فردی به نام مؤمنی در بهداری به او گفته بود: " اگر اینجا مثل سگ جان بدی،توجهی به تو نمی کنیم!" و این چنین او به بند 350 بازگردانده شد.گلویش گرفته بود، اصواتش نامفهوم به گوش همبندانش میرسید اما خیلی ها شنیدند که اکبر گفته :" هیچ کس برایم کاری نکرد!"او همچنین گفته بود، شب گذشته( شب پیش از مرگ) سکته کرده بود :"دکتر میگفت سکته را رد کردی پسر جان"- این قسمت از روی مکالمات نویسنده این نوشتار با همبندان اکبر محمدی تنظیم شده است :روی سینه اش داغ شده بود.میگفت: قلبم درد میکند. چیز خنکی بدهید، بگذارم روی قلبم. یخ میخواست. ضرر داشت، ندادیم به او. ناراحتش میکرد، یخ. بطریهای آب خنک آوردیم برایش. گذاشت زیر پیراهنش، روی قلبش. پس از دقایقی بطری اول خنکی اش را از دست داد. بطری دوم را گذاشتیم روی قلبش. پاهایش را مالش می دادیم. 20 دقیقه پای چپش را مالاندیم. پاهایش عینهو چوب خشک شده بود.تکان نمی خورد. آب در بدنش نبود. بدنش خشک شده بود. لبهایش خشکیده بود. ترک خورده بود.چشمانش کور سو میزد. نمی توانست جایی را درست ببیند. گفتیم اکبر جان دست بردار، بشکن اعتصابت را، داری خودت را می کشی. گفت: رژیم باید بداند که ما سگ نیستیم، انسانیم، کرامت داریم. خیلی ناراحت بود از دست مقامات بهداری. کاری برایش نکرده بودند. لحظه به لحظه حالش بدتر میشد. چشمانش سیاهی می رفت. به سختی نفس میکشید. یکهو دادش رفت به هوا. همه ی بچه ها آمدند بالای سرش.رنگش پریده بود.عضلاتش منجمد شده بود .نفسهایش به شماره افتاده بود. بردیمش بالا، روی پاگرد. برانکارد را گذاشتیم روی زمین، نفس آخر را کشید.نبض شریانش متوقف شده بود. داد زدیم، تمام کرد....از پارگرد 350 تا بهداری، 5 نفری زیر برانکارد را گرفته بودیم، دوان دوان رسیدیم به بهداری. گذاشتیمش روی زمین، چشمانش بازمانده بود. آرام نگاهمان میکرد.میدانستیم او رفته است اما چشمانش داشت یک عالمه حرف میزد با ما. لحظه ای بعد دکتر آمد بالای سرش. گفتیم دکتر اکبر از دست رفت. دکتر قلبش را ماساژ داد. بهیار دیگری آمد بالای سرش. کیسه هوای دستی را گذاشت روی بینی و دهانش. اکسیژن داد به او. لحظه ای بعد همه مان را از اتاق بیرون کردند.درها را بستند. مسئول شیفت زندان را صدا کردند. از بهداری تا بند می زدیم توی سرمان. رفت. اکبر رفت. رفت از دستمان. باورمان نمیشود

از دست رفتن این جوان شجاع مبارز را به همه جوانهای شجاع هموطنم تسلیت میگویم. او تاابد جاودانه است...
روانش شاد...

Saturday, July 29, 2006


دوستای گلم برای دانلود کردن فایلهای صوتی وقتی روی لینکها کلیک میکنید باید کمی صبر کنید تا فایلها آماده دانلود شود

بسیاری از خوانندگان جوان و گلم خواستار مطالب بیشتری در انتقاد به دین شده اند.خوشحالم که میبینم ذهن نسل من در ایران دیگر مثل نسلهای قبل بسته نیست ظاهرا تلاش دولت اسلامی برای بسته نگاه داشتن جوانها نتیجه معکوس داده است! البته از طرفی هم این مطالب باعث شده که تعدادی که سن بالاتری دارند و برخی از آنها از عربها هم مسلمانترند(!) از من ایراد بگیرند که بااسلام دشمن هستم و دارم همسن و سالانم را از دینشان بیزار میکنم و بهمین دلیل بارها وبلاگهای من رافیلتر کردند و وادار شدم دهها وبلاگ درست کنم تا هروقت یکی را فیلتر میکنند دیگری را معرفی کنم و باز هم ادامه خواهم داد. اینها متوجه نیستند که همین جمهوری اسلامی است که چشم نسل من را باز کرده نه وبلاگهای امثال من! بچه های این نسل نمیخواهند مثل نسل شما چشم و گوش بسته همه چیز را بپذیرند. ضمنا بارها گفتم که اولا اینها حرفهای من نیست و دوما منظور گویندگان و نویسندگانشان بهیچوجه توهین به دین نیست . دین یک مسئله شخصی است . چیزی که من باآن مخالفم تعصب است. من خودم مسلمان زاده هستم. اما یادگرفته ام که حقیقت را حتی اگر مخالف میلم نباشد بپذیرم. نباید فکرکنیم که هرچه ما پذیرفته ایم را همه باید بپذیرند.در آنصورت تفاوتی با خمینی "دامت افتضاحته!" نخواهیم داشت. باید عقاید مخالف و موافق را بشنویم، در مورد آن فکرکنیم و نتیجه درست را بگیریم...

فریدون فرخزاد یکی از قربانیان قتلهای زنجیره ای

فریدون فرخزاد-برادر فروغ فرخزاد- هنرمندی خوش صدا و بسیارفعال بود که در یکی از معروفترین برنامه هایش در تلویزیون از جوانها دعوت میکرد و مسابقه ترانه خوانی برپا میکرد و از میان آنها خوش صداها را کشف میکردو تحت حمایت قرار میداد تا به شهرت برسند. داریوش و ابی و ستار از جمله افرادی بودند که فرخزاد آنهارا از طریق همین برنامه وارددنیای هنرکرد.
فریدون فرخزاد بسیار شجاع و آزاده بود و زیربار زور نمیرفت. ضمنا به شاه و رژیم شاهنشاهی علاقه داشت و بهمین دلیل پس از انقلاب اسلامی نامش در لیست سیاه قرارگرفت و از ایران گریخت.او از همان ابتدا فعالیت را بر ضد خمینی آغازکرد و توی کنسرتها مابین آهنگهایی که اجرا میکرد مرتبا بر علیه جمهوری اسلامی افشاگری میکرد و با توجه به پیش کسوت بودنش در خوانندگی و دنیای هنرومخصوصا شخصیت مردمی اش حرفهایش بسیار اثرگذار و مایه وحشت حکومت اسلامی شده بود و بهمین دلیل سرانجام در ماجرای قتلهای زنجیره ای توسط دونفرازعوامل جمهوری اسلامی در خانه اش که درآلمان واقع بود تکه تکه شد... قاتلین او پس از این خوش خدمتی شان به اسلام و مسلمین به سرعت و پیش از آنکه جسد فرخزاددرخانه اش پیداشود به ایران بازگشتند...

سخنان فریدون فرخزاد در مورد رساله خمینی ( بسیار جالب و شنیدنی است)

فریدون فرخزاد چه گفت که کشته شد؟ 1 2 3 4 5 6 7

چگونگی قتل فرخزاد توسط عوامل اسلامی ایران از زبان یکی از نزدیکانش

اولین کشتار خمینی

بعضی از خوانندگان وبلاگم هنوز دید خوبی نسبت به خمینی دارند و حتی بخاطر نام وبلاگم به من ایراد میگیرند و میگویند خمینی مثل بقیه نبود!!! یکی از دوستانی که از نام وبلاگم ناراضی بود دوست عزیزم تنها است که بسیار هم پراحساس است و اشعار خمینی را دروبلاگش مینویسد ولی مخالف سایر آخوندهاست و از خوانندگان وبلاگ من هم هست. من جهت اطلاع این دسته از دوستانم که هنوز شاید اطلاعی از ماهیت واقعی خمینی ندارند و همچنان او را جداازبقیه آخوندها میدانند صحبتهایی از یکی از شاهدان عینی روزهای پس از انقلاب (دکترعلیرضا نوری زاده)را در اینجا می آورم که چهره واقعی خمینی را کمی روشنتر میکند:
پس از شنیدن این فایل باز هم میتوانید نظر مثبتی نسبت به خمینی داشته باشید؟!به زودی نوشته کاملی در موردکارنامه خمینی تقدیم شما دوستان عزیزم خواهم کرد...

تصویری از دکتر علیرضا نوری زاده شاهد و بازگوکننده ماجرا

چهارم و پنجم مرداد روزهای درگذشت رضاشاه کبیر و محمدرضا شاه پهلوی است که حالا به لطف خمینی وپیروانش حتی دل مخالفان پادشاهی را به یاد آوردن اشکهای آنها در هنگام خروجشان از ایران به درد میاورد. این پدر و پسر در ابتدا یک ایران پرازبیماری و فقرو بدبختی را از پادشاهان فاسد و تبهکار قاجار تحویل گرفتند و در طول 50 سال هر باانصافی میبیند که چه خدماتی به ایران و ایرانی کردندو اگر جمهوری اسلامی آنهارامتوقف نساخته بود الان یکی از پیشرفته ترین کشورها شده بود...

به مناسبت فرارسیدن این دوروز دانشجوی شجاع و مبارزایرانی امیر عباس فخرآور که درایران بمناسبت شرکت در ماجرای 18 تیر و مبارزات سیاسیش مدت 3 سال را درزندانهای مخوف حکومت اسلامی گذراند و به تازگی موفق به فرار از ایران و مهاجرت به امریکا شدو به اپوزیسیون پیوست یک سخنرانی در گرامیداشت شاهان پهلوی در کالیفرنیا برگزار خواهد کرد که سعی خواهم کرد لینک آنرا در وبلاگم قرار دهم.
تمام کسانیکه دکترعلیرضا نوری زاده را میشناسند میدانند که ایشان مخالف پادشاهی هستند و طرفدارروی کارآمدن جمهوری درآینده ایران هستند. حال توجه شمارا به سخنان بیطرفانه ایشان درارتباط با شاهان پهلوی جلب میکنم. از دوستانی که مخالف سلسله پهلوی هستند یا به هردلیل هنوز کینه این پدر و پسر را به دل دارند خواهش میکنم به سخنان دکتر نوری زاده در فایل زیر خوب گوش دهند...

سخنی در ارتباط با شاهان پهلوی و دکتر مصدق از دید یکی از مخالفان پادشاهی( حتما گوش کنید)

محمدرضا شاه در هنگام رفتنش در حالیکه اشک میریخت مشتی از خاک ایران را برداشت و باخود برد و خوشبختی و انسانیت و رفاه و همه چیز را با آن یک مشت خاک بهمراه خودش از ایران برد... پس از او دیگر ایران رنگ خوشبختی و احترام را ندید...

به راستی چه کسی مقصر بود؟ چه کسی جوابگوی این نسلهای سوخته است؟